الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
332
الغدير ( فارسى )
- سوكى نثار تربتشان ساز يا ثنايى كه چكيدهء انديشههاى بلند و احساسات دلپسند باشد . - دوشيزگان قصايد در پرده نهان باشند ، و چون از پرده برآيند ، رهزن مسافران باشند . - از دفاتر فضلشان چندان به سراسر گيتى بر كه اشتران قوى هيكل از حمل آن عاجز آيند . - آويزهاى بر كاكل خيل و استر ، آويختهاى از كوهان اشتر . - سروران را يكى پس از ديگرى ثنا بر خوان و قهرمانان را يكى پس از ديگرى به سوك و ماتم نشين . - پاكدامنان در سياهى شب كه پناه درماندگان به سيه روزىاند . - بخشندگان نعمت به هنگامى كه پهنهء زمين از قحط و غلا تيره و درهم است و چهرهء زمانه از خشم دژم . - سرور نمازگزاران از فرشته و بشر ، و مهتر فرزندان آدم از پوشيده و برهنه سر . - آنان و پدر و مادرشان كه عزيزترين مردمان در زير اين كهكشان هستند . - نه از زمرهء « طلقا » كه چون اسيران رهين منت باشند و در گيرودار نبرد ، مضطرب و سرگردان . - شعارشان « خدا برتر است » باشد ، نه چون ديگران كه گويند : « زنده باد هبل » . - صنمى از دست آنان زيور نبست و نه قلب آنان بفريفت . - و نه از شير مادران ، آلودگى خبايث بر وجود آنان نشست . - اى سوارى كه شتر نجيب به زير ران دارى ، پشتش از زخم جهاز دو تا گشته است . - اگر از جراحت دست بلنگد ، ياورى نيابد و سنگينى بار هم بر سر و دوش او لنگر آرد . - به هرپنج يك نوبت آب بياشامد و از چرا به نشخوار خار قناعت جويد ، با آنكه آب فراوان و مرغزار خرم است . - بدان حد شيفته و مشتاق كه چون راكب خسته آرزوى خواب كند ، سحرگاهش گويد : باشد سپيدهدم و نيمروزش گويد : مهلتى تا غروبگاه . - اى سوار بادپيما ؛ در روضهء نجف به ريگزارش اقامت جوى ، به پاكترين تربت والاترين مرتبت .